معنی خامابله
6 بازدید
[ اَ لَ هْ ] (ص مرکب) ابله خام. آنکه کارها از روی بیخردی کند. آنکه خیالات واهی در سر پرورد. احمق. ناپخته : محال اندیش و خام ابله بود هر کین سخن گوید نباید بود مردم را محال اندیش و خام ابله. فرخی.
کلمات همقافیه با «خامابله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر