معنی خالیالسیر
5 بازدید
[ لِ یُسْ سَ / سِ ] (ع ص مرکب) تنهارو. (شرفنامهٔ منیری). در اصطلاح منجمان: قمر را خالی السیر وقتی گویند که نظر هیچ کوکب به او نباشد و هرگاه حیات حیوانی مسلوب گردد هیچ کوکب را با طالع او سعد یا نحس نباشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). || کوکبی که از کوکبی بازگردد در اول برج و بهیچ کوکبی متصل نشود: اتصالات فلک دانم و دل را بقیاس خالی السیر ز شیطان بخراسان یابم. خاقانی. شدم از سعد اتصال دو رکن خالی السیر ز آفت اشرار.خاقانی. اجسام وحش گشته ز ارواح خالی السیر از تیغ شه که دین را سعد است ز اتصالش. خاقانی.
کلمات همقافیه با «خالیالسیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر