معنی خالصه

معنی خالصه

3 بازدید
[ لِ صَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه است. این دهستان در شمال باختر کرمانشاه از ۶ الی ۴۵ هزارگزی واقع میباشد. خلاصهٔ اطلاعات جغرافیایی آن بدین قرار است: حدود: از شمال به دهستان میان دربند، از طرف باختر به دهستان سنجابی، از طرف جنوبی به دهستان ماهی دشت، از طرف خاور به دهستانهای پای روند و میان دربند. هوای این دهستان مانند سایر دهستانهای حومهٔ کرمانشاه سرد معتدل و سالم است. در این دهستان سه رشته کوه بطور مشخص مشاهده میشود: ۱ - ارتفاعات جنوبی: این ارتفاعات دنبالهٔ ارتفاعات جنوبی شهر کرمانشاه است به طرف شمال باختر ممتد و بتدریج از ارتفاع آن کاسته و بالاخره در باختر آبادی داردرفش و محل اتصال رودخانهٔ قره سو به رودخانهٔ مرگ با زمین یکسان و تمام میگردد. اسامی قلل آن از کرمانشاه به شمال باختر عبارتند از: قلهٔ سیاه کمر به ارتفاع ۱۷۲۰ گز - قلهٔ تنوردول به ارتفاع ۱۶۹۱ گز، قلهٔ داردرفش به ارتفاع ۱۵۱۱ گز و گردنهٔ نعل شکن به ارتفاع ۱۴۱۸ گز. ۲ -ارتفاعات وسط دهستان: در این قسمت کوه زیارت ویس است که تقریباً در وسط دهستان واقع و از شاه گدار و سمگان شروع شده و در سراب سیونان با زمین یکسان میشود. ارتفاع قلهٔ آن از دریا ۱۸۶۸ گز و زیارتگاهی در روی قلهٔ آن وجود دارد. ۳ -ارتفاعات شمالی دهستان: ارتفاعات شمالی مرتفع تر از دو رشتهٔ مذکور است و از ارتفاعات شمالی روانسر منشعب و در شمال صفی آباد و محل معروف به قلمبر به رودخانهٔ رازآور منتهی میشود. قله ای بلند و پرتگاه آن بنام کوه خورین به ارتفاع ۲۴۷۴ متر از سطح دریا میباشد. رودخانه: رودخانهٔ قره سو پس از گذشتن از بخش روانسر در محلی معروف به شاه گدار وارد این دهستان شده در سراب خشکه از این دهستان خارج میگردد. از آب آن بواسطهٔ گودی جز آشامیدن استفادهٔ دیگری نمیشود. رودخانهٔ رازآور که حد طبیعی این دهستان با دهستان میان دربند است از دهستان مذکور به این دهستان وارد و در محل معروف به دوآب قزانچی به رودخانهٔ قره سو ملحق میشود و برخی از قراء دهستان را مشروب مینماید. راه شوسهٔ کرمانشاه به روانسر تقریباً از وسط این دهستان از شمال و موازی رودخانهٔ قره سو می گذرد. راه فرعی کرمانشاه به سنجابی از دامنهٔ شمالی ارتفاعات جنوبی این دهستان عبور مینماید. بعلاوه بواسطهٔ مسطح بودن اراضی در فصل خشکی اتومبیل به تمام آبادیهای دهستان میتوان برد. آب قراء دهستان اکثر از چاه و برخی چشمه و قنات است. محصول عمدهٔ دهستان غلات و حبوبات و دیمی و لبنیات و سایر محصولات دامی است. این دهستان از ۹۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۲۳هزار نفر و قراء مهم آن به شرح زیر است: دوچقا، گلالی، گرواند، عمرمل، کوسه وند، چقازرد، دائی چی، مهدی آباد، شاهین، باباجان، سراب نیلوفر. زبان مادری ساکنین دهستان کردی ولی عموماً به زبان فارسی آشنا هستند. دین آنها اسلام و مذهب شیعهٔ اثنی عشری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ لِ صَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان قصر شیرین است. این دهستان در جنوب باختری قصرشیرین بین مرز ایران و عراق و رودخانهٔ الوند واقع شده و راه شوسهٔ قصر شیرین به خسروی تقریباً از وسط آن میگذرد. موقعیت طبیعی دهستان تپه و ماهور با آب و هوای نواحی گرمسیری است. آب قراء قسمتی از رودخانهٔ الوند و قسمتی از چاه و چشمه تأمین می شود. محصول عمدهٔ آن غلات دیم و لبنیات است. این دهستان از ۱۷ آبادی کوچک تشکیل شده که جمعیت آن در حدود ۱۸۰۰ تن و قراء مهم آن به شرح زیر است: خسروی که در انتهای باختری کشور کنار مرز ایران و عراق و قلعه سبزی در کنار شوسهٔ قصرشیرین به خسروی و خراطها کنار رودخانهٔ الوند و گرصدف واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ لِ صَ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان ده تازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان، واقع در ۸۷ هزارگزی جنوب خاوری مشیز سرراه فرعی راین -مشیز. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای نواحی سردسیری. دارای ۱۷۱۰ تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی است. آب این ده از رودخانه و قنات میباشد و محصولات غلات و حبوبات و تریاک است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالیبافی با نقشه میباشد. راه فرعی است و دبستان دارد. مزارع ابراهیم آباد، کنیزآباد، تلخ آباد، جلال آباد، دولت آباد، باب کوچک جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ لِ صَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهار فرسخ بخش شهداد شهرستان کرمان. واقع در ۱۴ هزارگزی جنوب باختری شهداد سر راه مالرو شهداد و کرمان. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای نواحی گرمسیری. دارای ۱۶۰ تن سکنه متدین به دین اسلام (مذهب شیعه) و متکلم به زبان فارسی میباشند. آب آنجا از قنات و محصولات آن غلات و خرما و حنا میباشد. شغل اهالی زراعت و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «خالصه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید