معنی خالد زبیدی یمنی
4 بازدید
[ لِ دِ زَ یِ یَ مَ ] (اِخ) وی شاعر تنگدست اسلامی است. ابوعبیدة معمربن مثنی میگوید: خالد زبیدی با جماعتی از زبید به سنجار آمد و در بین همراهانش دو پسرعم او به اسامی «ضائی» و «عوید» بودند روزی آنها از شراب سنجار نوشیدند و میل به شهرهای خود کردند و خالد این ابیات را ساخت: ایا جبلی سنجار ماکنتما لنا مصیفاً و لامشتی و لامتربعاً و یا جبلی سنجار هلا بکیتما لداعی الهوی منا شتیتین ادمعا فلو جبلا موج شکونا الیهما جرت عبرات منهما او تصدّعا بکی یوم تلّ المحلبیة ضابی ء و الهی عویداً بثّه فتقنعا. مردی از بنی حیّی بنام دثار این اشعار بشنید و در مقام جواب برآمد و سپس خالد جواب او را جواب گفت. (از معجم الادباء یاقوت حموی چ دارالمأمون ج ۱۱ ص ۲۲).
کلمات همقافیه با «خالد زبیدی یمنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر