معنی خالدار
5 بازدید
(نف مرکب) آنکه خال دارد. صاحب خال. مرقش. اشیم. منقط: ز لعل خالدار گلرخان بیدل مباش ایمن بلای جان بود با هم چو آمیزد می و افیون. بیدل (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خالدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر