معنی خالة
7 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) مؤنث خال. خواهر مادر. (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: «هما ابنا خالة» و لا یقال ابناعمة. (ناظم الاطباء). رجوع به خاله شود.[ لَ ] (اِخ) نام آبی است مر کلب بن وبرة را ببادیهٔ شام . نابغه آرد: بخاله او ماء الذنابة او سوی مظنة کلب او میاه المواطر. (از معجم البلدان یاقوت حموی ج ۳ ص ۳۹۱).
کلمات همقافیه با «خالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر