معنی خافیه
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص، اِ) نهان. پنهان. پوشیده. پوشیدگی. ج، خوافی. (منتهی الارب): {/Bلاََ تَخْفی ََ مِنْکُمْ خََافِیَةٌ . ۳-۶۶۹:۱۸/}(قرآن ۶۹/۱۸). || پری. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). سموا بذلک لاستتارهم عن الابصار، منه: ارض خافیه؛ زمینی که در آن پریان باشد. || مضرت دیو و پری. آسیب جن. || پرخرد از بال مرغ. (مهذب الاسماء). پرپسین بال مرغ.
کلمات همقافیه با «خافیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر