معنی خافی
7 بازدید
(ع ص) پنهان و پوشیده. (منتهی الارب). ج، خوافی. (منتهی الارب). || (اِ) پری. (منتهی الارب). ج، خوافی.(ص نسبی) اهل خاف. کسی که بشهرستان خاف منسوب باشد.(اِخ) یکی از شعرای متأخر ایران است که منظومه ای بنام چهاردرویش دارد. (قاموس الاعلام ترکی ج ۳ ص ۲۰۱۲).
کلمات همقافیه با «خافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر