معنی خاف
6 بازدید
(اِخ) صورتی از املاء خواف است و آن ناحیتی است در خراسان، در تاریخ گزیده (صفحهٔ ۶۱۶) و نسخه بدل نزهةالقلوب (ج ۳ ص ۱۵۴) این املاء برای خواف بکار رفته است. رجوع به خواف شود.(اِخ) دهی است از دهستان بهرستاق شهرستان لاریجان. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۱۴).[ فِنْ ] (ع ص) بسیار ترسنده. (از آنندراج). منه: رجل خاف؛ مرد بسیار ترسنده. کما یقال «رجل صات»؛ یعنی مرد شدیدالصوت. (منتهی الارب). || خاف نیز نعت است از خفاء. (منتهی الارب). پنهان شونده.
کلمات همقافیه با «خاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر