معنی خاطر ماندن
6 بازدید
[ طِ دَ ] (مص مرکب) گرانی خاطر و آزردگی بهم رسیدن. (آنندراج): دل چو رویش دید جان را درنباخت خاطر خواجه عظیم از دل بماند(؟). خواجوی کرمانی (از آنندراج). - به خاطر ماندن؛ در خاطر ماندن. در یاد ماندن.
کلمات همقافیه با «خاطر ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر