معنی خاطر برداشتن
8 بازدید
[ طِ بَ تَ ] (مص مرکب) از فکر کسی و چیزی بیرون آمدن. از خیال کسی منصرف شدن. قطع علاقه از کسی کردن : خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو چون ترا گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «خاطر برداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر