معنی خاطرنگهدار
4 بازدید
[ طِ نِ گَ ] (نف مرکب) مواظب. جانبدار. مراعات کننده : که خاطرنگهدار درویش باش نه دربند آسایش خویش باش. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خاطرنگهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر