معنی خاطرداشت
4 بازدید
[ طِ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) مراعات. جانبداری. طرفداری. علاقه. میل : بنا بر خاطرداشت گذاشته لشکریان هر بی اعتدالی که می کردند متعرض نمیشد. (تاریخ گلستانه).
کلمات همقافیه با «خاطرداشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر