معنی خاطرخواه
3 بازدید
[ طِ خوا / خا ] (ن مف مرکب) عاشق (در اصطلاح لوطیان). مورد علاقه. مورد میل : صفحهٔ تصویر عالم دیده ایم هیچ نقشی نیست خاطرخواه ما. واضح (از آنندراج). آه در دل ناله بر لب سینه چاک آن چنان گشتم که خاطر خواه تست. سنجر کاشی (از آنندراج). رشته ای بر گردنم افکنده دوست می کشد هر جا که خاطر خواه اوست.
کلمات همقافیه با «خاطرخواه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر