معنی خاطرجوئی
5 بازدید
[ طِ ] (حامص مرکب) مقابل خاطرآزاری. (آنندراج). خاطر جستن : نیست خاطرجوئی معشوق شرط عاشقی هر که میخواهد بت خود را فرنگی میشود. میرزا محمد بسمل (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خاطرجوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر