معنی خاطرآشفته
6 بازدید
[ طِ شُ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) ناراحت. مشوش. پراکنده دل. پریشان فکر. پریشان خیال. آشفته خاطر. ناملایم رسیده. پریشان دل : دو درویش در مسجدی خفته یافت پریشان دل و خاطرآشفته یافت. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «خاطرآشفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر