معنی خارمند
6 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) بشکل خار. چون خار. حقیر. پست. خوار: کودکان خانه دمش می کنند باشد اندر دست طفلان خارمند.(مثنوی).
کلمات همقافیه با «خارمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر