معنی خارم
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) شکافندهٔ پره بینی و برنده. (آنندراج) (غیاث اللغة). || مفسد و شریر. (آنندراج) (غیاث اللغة). || ترک کننده. (منتهی الارب).[ رِ ] (ع ص) سرد. || باد سرد. (منتهی الارب). ج، خوارم.[ رِ ] (اِ) تیری که یک تکه از هدف را بکند. (دکری ج ۱ ص ۶۰۴).
کلمات همقافیه با «خارم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر