معنی خارش کردن
5 بازدید
[ رِ کَ دَ ] (مص مرکب) خاراندن : چو آن ترکیب را کردند خارش گزارنده چنین کردش گزارش.نظامی.
کلمات همقافیه با «خارش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر