معنی خارشک
6 بازدید
[ رِ شَ ] (اِ مرکب) بیمار ابنه زدگی. حِکَّه. خارش. || خارش مقعد که آن را کِرمَک گویند.
کلمات همقافیه با «خارشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر