معنی خارسو
4 بازدید
(اِ مرکب) مادرزن. (فرهنگ نظام). خواهرشوهر. این لغت را فرهنگ نظام از تکلم اصفهانیان ضبط کرده است ولی در لهجهٔ تهرانیان همان خواهر است : میروم تا همدان شو کنم با رمضان قلیان بلوری بکشم، منت خارسو نکشم. رجوع به خارشو شود.
کلمات همقافیه با «خارسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر