معنی خارزنجی
6 بازدید
[ زَ ] (اِخ) ابوحامد احمدبن محمدالخارزنجی، امام اهل ادب خراسان در زمان خود بوده است و چون بعد از سال ۳۰۳ هـ . ق. حج گزارد ابوعمر الزاهد عالم حلب و مشایخ عراق بتقدم و فضیلت او در علم ادب گوهی دادند. آنگاه که به بغداد در آمد بغدادیان را معرفت او در لغت بشگفت آورد و گفتندی این خراسانی بادیه درنسپرده است ولی از عالمان ادب عرب است. او می گفت که من بین دو عرب بست و طوس رشد کرده ام. کتاب او به تکملةالبرهان (بنا بر یادداشت مؤلف تکملة العین خلیل) معروف است. او حدیث از ابی عبداللََّه محمدبن ابراهیم قوشچی شنید و الحاکم ابوعبدالحافظ نیز از او حدیث شنید. سال مرگش ۴۰۸ هـ . ق. بماه رجب بوده است. (انساب سمعانی).[ زَ ] (اِخ) سمعانی نویسد جوانی از نیشابور بوده است و او را فقیةالخارزنجی گفتندی. پیش از زمان ما از شیوخ ما حدیث نوشت و ملازمت شیخ ما زاهر را کرده است و در حدود ۴۲۴ هـ . ق. درگذشت و کتب چندی نگاشت. (انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «خارزنجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر