معنی خاردیده
6 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) چیزی که به او آفت خار رسیده باشد: فلک به آبلهٔ خار دیده می ماند زمین بدامن در خون کشیده می ماند. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خاردیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر