معنی خارد
4 بازدید
[ رِ ] (ع ص) ساکت بواسطهٔ حیا. (ناظم الاطباء). زن شرمگین. ج، خُرَّد. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «خارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر