معنی خارخار کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص) ستیزه کردن. درافتادن : اندر دو چشم خویش زند خار خشک مر دشمنی که با توکند خارخار.فرخی. تا بر کسی گرفته نباشد خدای خشم پیش تو ناید و نکند با تو خارخار. منوچهری.
کلمات همقافیه با «خارخار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر