معنی خارج نزدن
6 بازدید
[ رِ نَ زَ دَ ] (مص مرکب) ادای خارجی نکردن و در مقام گوز دادن نیز گویند و از اهل زبان بتحقیق پیوسته. (آنندراج در لغت خارج نزنی). و رجوع به خارج زدن شود.
کلمات همقافیه با «خارج نزدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر