معنی خارج زدن
4 بازدید
[ رِ زَ دَ ] (مص مرکب) زر قلب ناروا بسکه زدن یعنی خارج از دارالضرب. (آنندراج). زر قلب را خارج از دارالضرب سکه زدن. از مصطلحات. (غیاث اللغة). مقابل رائج. (آنندراج). رجوع به رائج شود: بی اصول قدمش سکهٔ رائج نزنی خارجی واقف دم باش که خارج نزنی. میرنجات (از آنندراج). رجوع به خارج نزدن شود.
کلمات همقافیه با «خارج زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر