معنی خارجیشکل
5 بازدید
[ رِ شَ / شِ ] (ص مرکب) کسی که شکل و ترکیب خارجی دارد. کسی که مذهب خارجی دارد: اولا لشکر آن مرتضی که باشند شیر مردان... نه مشتی اموی طبع، مروانی رنگ، خارجی شکل. (کتاب النقض ص ۴۷۵).
کلمات همقافیه با «خارجیشکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر