معنی خارجهٔ عامری
5 بازدید
[ رِ جَ یِ مِ ] (اِخ) مؤلف مجمل التواریخ آرد: (سال چهل) باول سال از جملهٔ خوارج سه کس بودند: یکی عبدالرحمن بن ملجم المرادی، و دیگر مبارک بن عبداللََّه و سه دیگر عمروبن بکر التمیمی و همواره بر علی و معاویه و عمرو عاص لعنت کردندی، پس گفتند، خود را بخدای بخشیم و این سه کس را بکشیم که همهٔ فتنه از این سه باشد و بر این باستادند و شمشیرها را زهرآب دادند و میعاد کردند که برمضان اندر روز آدینه بامداد پگاه به اول صف اندر پیش محراب باستند، و هرکسی یکی را بکشند، پس عمروبن بکر به مصر رفت سوی معاویه، و عبدالرحمن ملجم بکوفه بازاستاد بکشتن علی بن ابی طالب، پس از این جمله عمروعاص را قضا را آن روز قولنج بود. خارجه را -صاحب شرط را - فرمود تا نماز بکند، چون اندر رفت هنوز تاریک بود. عمرو شمشیر بزد و خارجه کشته شد، پس او را بگرفتند و از حال پرسیدند. (مجمل التواریخ و القصص ص ۲۹۲). بنا بر قول حبیب السیر نام این شخص خارجهٔ عامری بوده است. (حبیب السیر چ ۱ تهران جزو ۴ از ج ۱ ص ۱۹۵).
کلمات همقافیه با «خارجهٔ عامری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر