معنی خارجالمملکتی
5 بازدید
[ رِ جُلْ مَ لَ کَ ] (ص نسبی مرکب) برون مرزی. رجوع به برون مرزی شود. || حق خارج المملکتی. حق برون مرزی برای هر کشوری.
کلمات همقافیه با «خارجالمملکتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر