معنی خاربار
4 بازدید
(اِ مرکب) رسم الخطی از خواربار و صحیح همین صورت اخیر است. رجوع بخواربار شود. بیت ذیل از عنصری در بعضی نسخ بدین صورت آمده است : جهانیان همه انبار خار بار کنند ستوده خوی تو از آفرین نهد انبار.عنصری.(اِخ) نام ناحیه ای بوده است که در حدود بست و هراة واقع بوده و مصحح تاریخ سیستان نتوانسته است نام حقیقی و جای واقعی آن را تشخیص دهد. رجوع بحاشیهٔ ص ۲۹۲ تاریخ سیستان شود: «از سوی خاربار احمدبن اسماعیل بود که از هری رفته بود که به سیستان آید». (تاریخ سیستان ص ۲۹۲).
کلمات همقافیه با «خاربار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر