معنی خارانیدن
3 بازدید
[ دَ ] (مص) خاراندن. صاحب فرهنگ آنندراج آن را مصدر دو مفعولی گرفته و چنین معنی کرده است: خاریدن فرمودن کسی را. ناظم الاطباء نیز چنین معنی کرده است: خاریدن کنانیدن و فرمودن. این دو معنی بهیچوجه در زبان فارسی کنونی استعمال ندارد.
کلمات همقافیه با «خارانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر