معنی خاراشکن
5 بازدید
[ شَ / شِ کَ ] (نف مرکب) سخت محکم. آنکه سنگ خارا بشکند. قوی. بسیار سخت : یکی اسب باید مرا گام زن سم او ز پولاد خاراشکن.فردوسی. حبذا اسبی محجّل مرکبی تازی نژاد نعل او پروین نشان و سم او خاراشکن. منوچهری. همواره پشت و یار من پوئیده بر هنجار من خاراشکن رهوار من شبدیزخال و رخش عم. لامعی. || نام نسیجی است. قسمی جامه.
کلمات همقافیه با «خاراشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر