معنی خاذل
6 بازدید
[ ذِ ] (ع ص) هزیمت یافته. || آهوی ماده که از آهوان دیگر بازمانده تفقد بچهٔ خود کند. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، خواذل. (اقرب الموارد). || آنکه ترک عون و نصرت کند. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «خاذل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذل» برای سرودن شعر