معنی خادع
5 بازدید
[ دِ ] (ع ص) فریبنده. (دستور الاخوان): خادع دردند درمانهای ژاژ ره زنند وزرستانان رسم باژ. مولوی (مثنوی چ نیکلسن دفتر ۶ ص ۵۲۲). || راه که گاه هویدا گردد و گاه مخفی. || بعیر خادع؛ شتر که هر گاه نشیند پی ساق وی از جا رود. || خُلق خادع؛ خوی متلون. || دینار خادع؛ یعنی دینار ناقص. (منتهی الارب). دینار کم از یک مثقال. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «خادع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دع» برای سرودن شعر