معنی خاتونی
5 بازدید
(ص نسبی) نسبت است بخاتون، بانوانه. || (حامص) بزرگی و عظمت زن : سر برافراختی بخاتونی خواستی گنجهای قارونی.نظامی. || (اِ) نوعی از لباس است : چو خاتونئی بود ابریشمین چو چتری و فونک گلی و کژین. نظام قاری (دیوان ص ۱۸۲).(اِخ) دهی است از بخش میناب واقع در سه فرسنگی مغرب میناب. رجوع بنقشهٔ شهرستان بندرعباس در فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸ شود.(اِخ) رجوع به ابوطاهر خاتونی و آثارالبلاد ص ۲۵۹ و کتاب النقض ص ۱۳ و مقدمهٔ لباب الالباب از محمد قزوینی ص ۱۴ و تاریخ سلجوقیه تألیف عمادالدین کاتب شود.
کلمات همقافیه با «خاتونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر