معنی خاتون‌آباد

معنی خاتون‌آباد

4 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان پنگجهٔ بخش مرکزی شهرستان سراب واقع در ۱۳ هزارگزی باختر سراب و یک هزارگزی شوسهٔ سراب و تبریز. محلی میباشد جلگه ای و معتدل و سکنهٔ آن ۵۹۱ تن و مذهب اهالی شیعه و زبان آنها ترکی است. آب آن از چشمه است. محصولات آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن شوسه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) دهی است از دهستان قره لر، بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در ۵۱ هزارگزی جنوب خاوری میاندوآب و دوهزارگزی جنوب خاوری میاندوآب و دوهزار و پانصدگزی باختر شوسهٔ شاهین دژ بمیاندوآب. محلی است جلگه ای و معتدل و مالاریائی، سکنهٔ آن ۹۴ تن و مذهبشان شیعه و زبانشان ترکی است. آب آن از زرینه میباشد. محصولات آن غلات و توتون و چغندر است و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه آنجا مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز، در ۱۸ هزارگزی جنوب باختری بستان آباد، ۱۵ هزارگزی شوسهٔ تبریز و بستان آباد واقع است. محلی است جلگه ای و سردسیر و سکنهٔ آن ۴۳۹ تن و مذهب اهالی شیعه و زبانشان ترکی است. آب آن از رود سهندآباد است. محصولات آن غلات و سیب زمینی و یونجه میباشد. شغل ساکنین آنجا زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) نام محلی است واقع در راه طهران به ایوان کی میان دو راه پارچین و مامازند، در ۲۸۱۰۰ گزی طهران.
(اِخ) دهی است از دهستان پائین جام بخش تربت جام شهرستان مشهد. واقع است در ۴۲ هزارگزی جنوب خاوری تربت جام. محلی است جلگه ای و معتدل و سکنهٔ آن ۸۶ تن. مذهب اهالی آنجا بعضی شیعه مذهب و بعضی حنفی اند. زبانشان فارسی می باشد. آب آنجا از قنات است. محصولات آن پنبه و زیره و تریاک و مو است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
(اِخ) دهی است از دهستان اوچ تپهٔ بخش ترکمان شهرستان میانه و واقع است در هیجده هزارگزی جنوب ترکمان در مسیر ارابه رو بستان آباد و میانه، محلی کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۸۵۱ تن و مذهب آنان شیعه و زبانشان ترکی است. آب آن از چشمه است و محصولات آن غلات و حبوبات میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است، راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
(اِخ) دهی مخروبه است از بخش حومهٔ شهرستان نائین. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
(اِخ) نام محله ای است در صفاهان که خاتون نام زنی بانی آن بوده است. اشرف می گوید: ای از رخ تو گرفت پرتو خاتون آباد کوچهٔ تو.(از آنندراج). و رجوع شود بروضات الجنات ص ۳۲.
(اِخ) دهی است از دهستان جی بخش حومهٔ شهرستان اصفهان ۷ هزارگزی خاور اصفهان و یکهزارگزی باختر جادهٔ قدیم اصفهان به یزد است؛ محلی است جلگه ای و معتدل. سکنهٔ آن ۲۵۴ تن میباشد. مذهبشان شیعه است. زبانشان فارسی است، آب آنجا از زاینده رود و چاه و قنات است. محصولات آنجا غلات و پنبه و تریاک و سردرختی و صیفی میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی است. زنان آنجا قالی بافی می کنند. راه وی فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
(اِخ) دهی است کوچک از دهستان کوه پنج بخش مرکزی شهرستان سیرجان و ۹۵ هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد و سر راه مالرو علی آباد را گه و کوه پارجی و سکنهٔ آن ۲۵ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی است کوچک از دهستان رابر بخش بافت واقع در شهرستان سیرجان و ۴۵ هزارگزی شمال خاوری بافت و نیز سر راه مال رو جواران و رابر میباشد. سکنهٔ آن ۱۵ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان جیرفت و در ۴۰ هزارگزی جنوب خاوری سبزواران است سر راه دوساری و کهنوج می باشد، محلی است جلگه ای و گرمسیر و مالاریایی. سکنهٔ آن ۶۹ تن و مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی می باشد. آب آنجا از قنات و محصولات آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی است از دهستان رودبار بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در ۳ هزارگزی خاور راه فرعی کهنوج و ۲ هزارگزی خاور راه فرعی کهنوج و سبزواران است، محلی است جلگه ای و گرمسیری و دارای ۱۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از قنات و محصول آن خرماست. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) (چیل آباد) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع در ۲۵ هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و ۲ هزارگزی راه فرعی دوساری کهنوج، محلی است جلگه ای و گرمسیر، مالاریائی. سکنهٔ آن ۲۲۶ تن میباشد. مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی است. آب آنجا از قنات و رودخانهٔ هلیل است. محصولات آنجا غلات و برنج است، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) دهی است از دهستان تهرود بخش راین شهرستان بم است، ۴۴ هزارگزی جنوب خاوری راین و یک هزارگزی باختر شوسهٔ بم بکرمان. محلی جلگه ای است و معتدل و مالاریائی. سکنهٔ آن ۲۵۰ تن و مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی است، آب آنجا از چشمه و قنات است و محصولات غلات و پسته و پنبه میباشد. شغل اهالی زراعت و کرباس احمدی بافی است راه آنجا فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
(اِخ) یکی از دیه هائی بوده است که سلطان ابوسعید و فرزندانش در مراجعت از نجف اشرف به یزد در حومهٔ یزد احداث کردند. (از تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۷۳).

کلمات هم‌قافیه با «خاتون‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید