معنی خاتم بستن
[ تَ بَ تَ ] (مص مرکب) بر استخوان فیل و شتر و جز آنها گل و نقش کردن. (از آنندراج): نقش سبزان بس که بر این جسم پرغم بسته ام خویش را گوئی ز سر تا پای خاتم بسته ام. واله هروی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خاتم بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر