معنی خائل
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) رجل خائل؛ مرد متکبر محتال. ج، خاله. || نگاهدارندهٔ چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). و هو خائلُ مالٍ. او نیک تعهدکنندهٔ مال است. (منتهی الارب). || (اِ) در نزد بعضی خائل یکی از عطایای الهی از نعمتها و بندگان و کنیزان و مانند آنهاست. (از منتهی الارب). || واحد خیل بدان جهت که بکبر و سرکشی در رفتار می آید و یا واحد آن نیامده است. (از منتهی الارب). || شبان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «خائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر