معنی خائف
5 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) (از: خوف) ترسان و ترسنده. ج، خُوَّف و خِیَّف و خَوف. یا اخیر اسم جمع است. (منتهی الارب). ترسیده شده و خوف دارنده. (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء): تقدیر آسمانی شیر شرزه را گرفتار سلسله گرداند و جبان خائف را دلیر... (کلیله و دمنه). لا تخافوا هست نزل خائفان هست درخور از برای خائف آن.مولوی. تو بینا و ما خائف از یکدگر که تو پرده پوشی و ما پرده در.سعدی. اندرونم با تو می آید ولیک خائفم کز دست غوغا میروی.سعدی. و رجوع به ترسو شود.
کلمات همقافیه با «خائف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئف» برای سرودن شعر