معنی خا
6 بازدید
(نف مرخم) خای. نعت فاعلی از خائیدن. خاینده، آنکه چیزی را بخاید: شکرخا. انگشت خا. رجوع به خائیدن شود. || (اِ) گوی را گویند که آبهای کثیف چون آب مطبخ و زیرآب حمام بدانجا رود. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری). پارگین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خا» برای سرودن شعر