معنی حیکرده
6 بازدید
[ حَ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) احاطه کرده و در قید درآورده و گرفتار ساخته و این معنی از معنی جمع کردن و فروگرفتن مستفاد است. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حیکرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر