معنی حیزبور
6 بازدید
[ حَ زَ ] (ع اِ) زن گنده پیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کرانهٔ هر چیز. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || صحن خانه. پیشگاه خانه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حیزبور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر