معنی حیدرقصاب
5 بازدید
[ حَ دَ قَ صْ صا ] (اِخ) نهمین پادشاه سلسلهٔ سربداران (جلوس ۷۶۰ قتل ۷۶۱ هـ . ق.). وی در غیبت خواجه ظهیر۷۶۰ هـ . ق. بر تخت جلوس و ۱۳ ماه سلطنت کرد. و بهنگام محاصرهٔ اسفراین پهلوان نصراللََّه و پهلوان حسن دامغانی که هر دو اتابک خواجه لطف اللََّه بودند. نقاره بنام امیرزاده لطف اللََّه زدند و سر پهلوان حیدر را بسبزوار فرستادند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «حیدرقصاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر