معنی حیدرعمواوغلی
5 بازدید
[ حَ دَ عَ اُ ] (اِخ) حیدرخان مشهور به چراغ برقی نام اصلیش تاری ویردیوف (مقتول به سال ۱۳۴۰ هـ . ق.). از ارکان مجاهدان غیر ایرانی مثل قفقازیان و گرجیان و ارامنه و غیر هم بود. مظفرالدین شاه و میرزا علی اصغرخان صدر اعظم در سال ۱۳۱۸ هـ . ق. او را بعنوان مهندس چراغ برق در باکو استخدام کردند و برای دایر کردن کارخانهٔ چراغ برق به مشهد فرستادند. وی پس از یکسال و نیم به تهران آمد و در کارخانهٔ چراغ برق مرحوم حاج حسین آقا امین الضرب مستخدم شد. پس از مشروطیت حیدرخان در پاریس بود و سپس در اوایل جنگ بین المللی سابق دو سه سالی در برلین بسر برد. وی در اوائل سال ۱۳۴۰ هـ . ق. / ۱۳۰۰ هـ . ش. به گیلان آمد و با اتباع میرزا کوچک خان جنگلی مخلوط گردید و در همانجا بقتل رسید. (از وفیات معاصرین بقلم آقای محمد قزوینی مجلهٔ یادگار سال سوم شمارهٔ پنجم).
کلمات همقافیه با «حیدرعمواوغلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر