معنی حیدرآباد
6 بازدید
[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان زهرا بخش بوئین شهرستان قزوین. در شش هزارگزی راه عمومی. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل. دارای ۴۲۸ تن سکنه است. محصولاتش غلات و چغندرقند. اهالی به کشاورزی، گلیم و جاجیم بافی گذران میکنند. راه آن مالرو است و ماشین میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات. در چهارهزارگزی شمال راه شوسهٔ خمین به محلات. ناحیه ای است واقع در جلگه و سردسیر. دارای ۱۰۰ تن سکنه میباشد. محصولاتش غلات، بنشن، پنبه، انگور و چغندرقند. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش کرج در یک هزارگزی شمال شوسه کرج به قزوین. ناحیه ای است واقع در دامنه و سردسیری. دارای ۳۷۷ تن سکنه است. محصولاتش غلات، بنشن، چغندرقند، صیفی، میوه و قلمستان. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. بنگاه دامپروری وزارت کشاورزی در این ده است. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بخش جعفرآباد شهرستان ساوه. دارای ۱۵۵ تن سکنه. محصولاتش غلات و پنبه. اهالی به کشاورزی، گله داری، جاجیم و گلیم بافی گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بهنام سوختهٔ بخش ورامین شهرستان تهران. واقع در کنار راه نیمه شوسهٔ ورامین بشریف آباد. ناحیه ای است واقع در جلگه و دارای ۴۰۷ تن سکنه. محصولاتش غلات، صیفی و چغندرقند. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان گرگان. دارای ۶۷۰ تن سکنه. محصولاتش غلات، برنج و لبنیات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی و کرباس است. راه فرعی بشوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان. واقع در ۲هزارگزی جنوب شوسهٔ دامغان به شاهرود. دارای ۵۳۰ تن سکنه. محصولاتش غلات، پسته، پنبه، انگور و حبوبات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع در ۲۵۰۰گزی شمال خاوری جویبار. دارای ۴۵۰ تن سکنه است. محصولاتش پنبه، غلات، کنجد و صیفی است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه فرعی به جویبار دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوگلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس. ناحیه ای است واقع در دشت و دارای ۲۰۰ تن سکنه. صنایع دستی زنان بافتن پارچه های ابریشمی و نمدمالی است. مجاور آبادی امامزاده ای بنام عبداللََّه دارد و بنای آن در زمان میر علی شیر ساخته شده و قبر میر علی شیر و سلطان حسین در این زیارتگاه میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تسوج بخش شبستر شهرستان تبریز. دارای ۳۰۵ تن سکنه. محصولاتش غلات، برنج و حبوبات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه. دارای ۲۱۹ تن سکنه. از زرینه رود مشروب میشود. محصولاتش غلات، حبوبات، چغندر و کرچک. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اواوغلی بخش حومهٔ شهرستان خوی و در چهارهزارگزی خاور شوسهٔ خوی به ماکو. ناحیه ای است کوهستانی. دارای ۱۸۷ تن سکنه. محصولاتش غلات و زردآلو. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه آن مالرو است. این ده را کندلی نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش نمین شهرستان اردبیل. واقع در ۵هزارگزی شوسهٔ گرمی به اردبیل. دارای ۱۵۰ تن سکنه. محصولاتش غلات و حبوبات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میش خاص بخش بدرهٔ شهرستان ایلام. واقع در ۵هزارگزی شمال راه مالرو بدرهٔ شهرستان ایلام. دارای ۳۰۰ تن سکنه است. محصولاتش غلات، لبنیات و توتون. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقرکلیائی شهرستان کرمانشاه. ناحیه ای است واقع در دامنه کنار گاورود. و سردسیری است. دارای ۱۴۵ تن سکنه است. محصولاتش غلات و حبوبات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. از صنایع دستی آن جاجیم و پلاس بافی است. در تابستان از ورداران اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چمچمال بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاه. دارای ۱۶۰ تن سکنه است. محصولاتش غلات و برنج و حبوبات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه. دارای ۱۳۰ تن سکنه است. محصولاتش غلات، پنبه، حبوبات، لبنیات و صیفی کاری. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. از صنایع دستی آن قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. در فصل خشکی از مرزبانی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوباتو بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج. دارای ۱۲۰ تن سکنه. محصولاتش غلات، حبوبات و لبنیات. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش اسدآباد شهرستان همدان. در ۲۱هزارگزی شمال باختری قصبهٔ اسدآباد. ناحیه ای است کوهستانی. دارای ۱۰۱ تن سکنه است. محصولاتش غلات، لبنیات و توتون. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش خاش شهرستان زاهدان واقع در یک هزارگزی جنوب خاش. ناحیه ای است واقع در جلگه و دارای ۱۰۰ تن سکنه. محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگاه بخش کوهک شهرستان جهرم. کنار شوسهٔ جهرم به شیراز. دارای ۶۳۰ تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، صیفی جات و پنبه. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ارزوئیهٔ بخش بافت شهرستان سیرجان دارای ۱۳۷ تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوبات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودبار بخش کهنوج شهرستان جیرفت سرراه فرعی کهنوج به میناب. ناحیه ای است واقع در جلگه. دارای ۱۵۰ تن سکنه. محصولاتش غلات و خرما. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان دارای ۲۱۰ تن سکنه است. محصولاتش غلات، پسته و لبنیات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سملقان بخش مانهٔ شهرستان بجنورد. دارای ۱۱۶ تن سکنه. محصولاتش غلات، بنشن، پنبه و برنج است. اهالی به کشاورزی، مالداری و قالیچه بافی گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه سر راه اسدآباد. دارای ۳۸۴ تن سکنه. محصولاتش غلات، خشکبار و بنشن. اهالی به کشاورزی، گله داری و کرباس بافی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فریمان بخش مرکزی شهرستان مشهد سر راه عمومی فریمان به تربت جام. دارای ۱۴۱ تن سکنه است. محصولاتش غلات، بنشن، چغندرقند و باغات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند و از قلندرآباد میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جرقویه بخش حومهٔ شهرستان شهرضا دارای ۴۷۸ تن سکنه. محصول آن غلات و پنبه است. شغل اهالی زراعت. راه ماشین رو دارد. معدن نمک دارد ولی استخراج نشده. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پشتکوه بخش نیر شهرستان یزد. دارای ۲۰۵ تن سکنه است. محصول آن بادام، توت، شلغم، چغندر، زردآلو و هلو. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی آن کرباس بافی و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرارج بخش حومهٔ شهرستان اصفهان. دارای ۱۱۶ تن سکنه. آب آن از رودخانه و چاه. محصول آن غلات، ذرت، پنبه و صیفی. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ حَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان برزاوند بخش حومهٔ شهرستان اردستان. دارای ۱۰۵ تن سکنه است. محصول آن حیوانی و کتیرا. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «حیدرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر