معنی حیبة
7 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) قرابت از جانب مادر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). قرابت و خویشاوندی از جانب مادر. (ناظم الاطباء). || اندوه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || حاجت. || حالت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «حیبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر