معنی حیاطت
6 بازدید
[ طَ ] (از ع، مص) نگاه داشتن. حیاطة. (صراح). نگهبانی. (غیاث). پاس داشتن : و او را در کنف رعایت و حیاطت خویش میداشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رجوع به حیاطه شود.
کلمات همقافیه با «حیاطت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طت» برای سرودن شعر