معنی حکیمات
4 بازدید
[ حَ ] (ع ص، اِ) جِ حکیمة.[ حَ ] (اِخ) حکیمات عرب چهار تن باشند: صخرة بنت لقمان الحکیم. هند بنت حسن، که صاحب تاج العروس گوید: صواب بنت الخس بضم الخاء است. جمعة بنت حابس. خصیلة بنت عامربن ظرب. (تاج العروس) (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حکیمات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر