معنی حکیم‌آباد

معنی حکیم‌آباد

5 بازدید
[ حَ ] (اِخ) دهی است جزو دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و دارای ۱۲۴ تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و چغندرقند است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. صنایع دستی آن گلیم و جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ حَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان فشافویه بخش ری شهرستان تهران. واقع در جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۳۹۷ تن و آب آن از قنات و رودخانهٔ کرج تأمین می شود. محصول آن غلات، صیفی و باغات میوه است. و شغل اهالی زراعت است. از آثار قدیمی قلعه ای خرابه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ حَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان ساوه. در جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۵۱۲ تن و آب آن از قنات و محصول آن غلات، بنشن، چغندرقند، پنبه، انگور و میوجات و شغل اهالی زراعت و گله داری و گلیم بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ حَ ] (اِخ) دهی از دهستان فندرسک بخش رامیان شهرستان گرگان. سکنهٔ آن ۲۳۵ تن و آب آن از چشمه و قنات و محصول آن برنج، غلات، توتون، سیگار و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان شال و پارچه ابریشمی و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ حَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان واقع در ۶۸هزارگزی شمال باختری رفسنجان و کنار راه مالرو رفسنجان به بافق. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیزکی بخش حومهٔ شهرستان مشهد بین راه شوسهٔ مشهد بقوچان و کشف رود. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل است. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و چغندر. اهالی به کشاورزی و مالداری گذران میکنند. راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. دارای ۱۲۰ تن سکنه میباشد. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد. ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل است. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات. اهالی به کشاورزی و مالداری گذران می کنند. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. واقع در ۲۴هزارگزی شمال باختری فریمان. ناحیه ای است واقع در جلگه و گرمسیر. و دارای ۲۵۸ تن سکنه میباشد. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «حکیم‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید